مه آلودگی صبحگاه

مه آلودگی صبحگاه
دهخدا می گوید: مه میغ و نزم و آن بخاری باشد تیره و ملاصق زمین. در این تعریف وقتی خودم و شما را در ذهن تصور میکنم، حتم دارم در مه آلودگی صبحگاه به ملاصق(چسبندگی) مه به زمین فکر نمی کنید... جنس افکار ما در مه ابهام است و وهم. زیرا خوشبختانه یا متاسفانه دیگر وضوحی در کار نیست. انگار که چشم هایمان را بسته اند و حالا دیگر باید برویم. خوب سوال اصلی اینجاست آیا می توانید فقط و فقط با خیال خود جلو بروید. آنقدر به او ایمان دارید که دست های لطیف شما را بگیرد و با خود ببرد؟ و یا اینکه در لطافت تاریک مه بی حرکت می مانید... باید به شما بگویم اگر مه طولانی شود دیگر راهی نیست یا باید با او بروید و یا بایستید و از ترس هایتان همان جایی که هستید سقف، در و دیوار برای خود بسازید. و از همه مهم تر بدانید دیگر راه برگشتی نیست... نویسنده: سپیده اصلان
سپیده | چهارشنبه 20 فروردين 1399
بابک | چهارشنبه 20 فروردين 1399
بسیار زیبا و شاعرانه 🌷🙏
لطفا جهت ارائه نظر وارد شوید