"پسر پنج ساله من هم همین کار را می‌تواند انجام دهد."

ایزابل دو مزون روژ در کتاب هنر معاصر مباحث مختلفی را مطرح می‌کند که یکی از آن‌ها از بحث‌های مهم روز بوده و خلاصه آن به شرح زیر است. هنگامی که ما از یک اثر سر در نمی‌آوریم مایلیم تصور کنیم که هنرمند به هدفش در نمایاندن چیزی زیبا و هوشمندانه نرسیده است. او نتوانسته است زیرا تکنیک و مهارت لازم را نداشته است؛ هنرمندان معاصر نمی‌توانند خوب طراحی یا نقاشی کنند و یا از ابزار مجسمه‌سازی استفاده نمایند. "بسیار خوب اگر هنر این است، من هم می‌توانم همین کار را انجام دهم. این کامل‌تر از طراحی یک بچه نیست..." این جمله‌ای است تکراری که اغلب در موزه‌ها و نمایشگاه‌های هنر انتزاعی یا نقاشی اکسپرسیونیست‌ها شنیده می‌شود. همچنین در آثاری که به مرز میان انتزاع و فیگوراسیون (پیکره‌نگاری) بسیار نزدیک است نیز به گوش می‌رسد، در آثاری که بازنمایی به اندازه‌ای محدود شده که ساده و به بیانی دیگر ساده‌گرا می‌نماید، آنجا که طراحی بسیار ناشیانه به نظر می آید... . اگر انتظار ما از هنرمند این باشد که تنها خود را وادار به استفاده از قواعد طراحی آکادمیک و محدود به یادگیری تکنیک نمایش فیگور کند، آنگاه دلیلی برای نارضایتی خواهیم داشت! برای درک این گونه بیان هنری باید هدف هنرمند را جستجو کرد. وقتی پیکاسو چهره و اندام انسانی را به هم می‌ریزد، می‌خواهد در مقابل پرتره عکاسی سرکشی نماید. او می‌خواهد از واقعیت فیگوراتیو عکس که تصویری حقیقی همانند طبیعت ارائه می‌دهد، بگریزد. همچنین باید اضافه کرد که او تمایلی در به کار بستن قواعدی که قرن‌ها در مدارس هنری آموزش داده شده، نداشته است. با اطمینان می‌توان گفت در این زمینه پیکاسو پیشگام است اما او تنها کسی نیست که اجازه می‌دهد کودک و انسان اولیه درونش خود را بیان کنند. در همین زمینه ژان دوبوفه مفہوم هنر خام را پیش می‌کشد. او پیشنهاد می‌کند که سخن را به انسان‌هایی باید سپرد که تمدن روی آنها بی اثر بوده است مانند کودکان، دیوانگان و ... که با روشی بسیار شخصی دیدگاه خود را از دنیا بیان می‌کنند، "من نقاشی کودکان را دوست دارم. من احساس می‌کردم نقاشی‌هایی که سریع و بدون زحمت کشیده شده‌اند می‌توانند مؤثرتر باشند. حتی بیشتر از تابلوهایی که در محیط فرهنگی تولید می‌شوند." هنرمند امریکایی جکسن پولاک که اثری از وی در بالا آورده شده، روش چکاندن را ابداع کرد. او با حرکاتی بسیار سریع و آزاد اجازه می‌داد که رنگ قلم‌مو چکه کند یا از سوراخ یک قوطی کنسرو روی تابلوهای بزرگی که بر روی زمین قرار گرفته بودند بریزد. در نتیجه چیزی که ما اکسپرسیونیسم انتزاعی می‌نامیم یا دقیق‌تر بگوییم نقاشی کنش‌گرا به وجود آمد. در انتهای جنگ دوم جهانی به راحتی احساس نیاز هنرمندان به برون‌فکنی ترسشان، خودیابی و در واقع اطمینان بخشیدن به خود به کمک روشی عملی که یادآور کودکی‌شان باشد را مشاهده می‌کنیم. این آثار، موضوعی را مطرح نکرده و نیز مسئله بازنمایی در آنها به گونه‌ای دیگر بیان شده است. این نوعی نقاشی است که با جنسیت ماده انجام شده و از اتفاق بهره گرفته است، جایی بین تردید و اطمینان. آنچه مسلم است ارائه یک نقاشی با ویژگی‌های کُنش‌گرا، بیان‌گرا، پرشور، آزاد و گمراه‌کننده می‌باشد. چنین چیزی بیشتر شبیه به خط‌خطی خواهد بود تا یک ترکیب بندی کلاسیک و در جستجوی هارمونی. در اینجا هرج و مرج حاکم است، جایی میان فیگوراسیون و انتزاع. وارد شدن چیزهایی همچون اتّفاق، تصادف، تخریب و ... در آفرینش هنری به معنای مقابله با ایده فراگیری مهارت و تسلط هنرمند بر ابزار و اعمالش می‌باشد. چنین چیزی ترک تکامل و اجازه دادن به غریزه برای بیان خود است، یعنی داشتن اعتقاد به قدرت کشف زیبایی یا شعر، تمایل به متحیر کردن همه و داشتن توانایی مجذوب کردن دیگران، مانند کاری که یک کودک می‌کند. آیا برای اهمیت دادن به یک شعر باید آن را فهمید؟ مگر نه این است که شعر بیشتر با ریتمی که دارد، با آهنگش و با شوریدگی‌اش ما را شیفته می‌کند تا با ساختار و لغات ادبی و معنی کلامش؟ نقاشی هم می‌تواند همین نگاه شعرگونه را بیان نماید. نقاشی از: JacksonPollock منبع: کناب هنر معاصر، نوشته ایزابل دو مزون روژ، ترجمه جمال عرب‌زاده، انتشارات دانشگاه هنر، ۱۳۸۹، ص ۳۷منبع20
بوم لاگ | شنبه 3 اسفند 1398
بابک | شنبه 3 اسفند 139810
سپاس از اشتراک گذاری
برنامه نویسی وب 3یک وب اپلیکیشن (وب سایت داینامیک) علاوه بر تمام نیازهای ظاهری که دارد، به مجموعه ای از دستورات برای اجرا شدن نیاز دارد...
برنامه نویسی وب 2برای برنامه نویسی وب لازم است تا سمت سرویس گیرنده و سرویس دهنده بتوانید برنامه بنویسید...
برنامه نویسی وب 1شاید شما هم تصمیم گرفته باشید یک برنامه نویس وب شوید و نمی دانید دقیقا از کجا باید شروع کنید...
لطفا جهت ارائه نظر وارد شوید